الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

125

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

گاهى از چيزى نهى مىكند ، تنها به خاطر اين كه به انسان بگويد ارتكاب اين عمل اثر نامطلوبى براى او دارد ، درست همانند نهى طبيب از غذاهاى مضر و زيانبخش ، شك نيست اگر بيمار مخالفت دستور طبيب را كند ، نه توهينى به او كرده و نه مخالفتى با شخص او نموده است ، بلكه ارشاد و راهنمايى او را ناديده گرفته و خود را به زحمت انداخته است . در مورد داستان آدم نيز خداوند به او فرموده بود كه خوردن از شجره ممنوعه نتيجه اش بيرون رفتن از بهشت و افتادن در زحمت و رنج است ، اين يك ارشاد است ، نه فرمان ، و به اين ترتيب آدم تنها مخالفت نهى ارشادى كرد ، نه عصيان و گناه واقعى . ولى تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد زيرا نهى ارشادى ، احتياج به آمرزش و غفران ندارد ، در حالى كه آدم - همانطور كه در آيه بعد مىخوانيم - از خداوند تقاضاى غفران و آمرزش كرد ، به علاوه دوران بهشت همانطور كه در جلد اول در ذيل آيات مربوط به آدم گفتيم ، يك دوران تعليماتى براى آدم محسوب مىشد ، دوران آشنايى با تكاليف و امر و نهى پروردگار ، دوران شناختن دوست از دشمن و دوران ديدن نتيجه عصيان ، و مخالفت فرمان خدا ، و قبول وسوسه‌هاى شيطان ، و مىدانيم كه نهى ارشادى در حقيقت تكليف نيست و مسئوليت نمىآورد . در پايان اين بحث يادآور مىشويم كه گرچه كلمه « نهى » و « عصيان » و « غفران » و « ظلم » ، همه در به دو نظر به معنى گناه مطلق و حقيقى و آثار آن است ولى با توجه به مساله عصمت انبياء كه با دليل عقلى و نقلى ثابت شده ، تمام اين تعبيرها ، حمل بر « گناه نسبى » مىشود ، و اين موضوع با توجه به عظمت مقام آدم و ساير انبياء زياد دور از ظاهر لفظ نيست .